احمد بن محمد حسينى اردكانى
234
مرآت الاكوان ( تحرير شرح هدايه ملا صدرا شيرازى ) ( فارسى )
آنكه محض استعداد باشد . « 1 » و فاضل عارف شارح در شرح هدايه مىگويد كه اين جوابى است كه قوم در اين مقام ذكر كردهاند . و گمان من آن است كه اشكال قبليّت بعضى اجزاء بر بعضى ديگر به اين جواب رفع نگردد ، زيرا كه با تشابه و تساوى اجزاء در حقيقيّهء نوعيّه تقدّم بعضى بر بعضى محتاج است به امرى زايد كه سبب امتياز اجزاء گردد و الّا ترجيح بلا مرجّح لازم مىآيد . و جواب به اينكه امتياز اجزاء زمان از يكديگر به ذوات شخصيّه و هويّات آنهاست متين نيست ، زيرا كه با تجويز اين معنى در هر دو چيزى كه از نوع واحد باشند مىتوان گفت كه از يكديگر ممتازند بدون مميّزى . پس حقّ در جواب آن است كه زمان در خارج متّصل واحد است و براى آن در خارج نه اجزاء بالفعل است و نه اجزاء بالقوّه ، پس محتاج مميّز خارجى نيست و به حسب وهم و تصوّر بعضى از اجزاء آن از بعضى ديگر به تقدّم و تأخّر ممتاز مىشوند . و دور نيست كه به واسطهء نسب كوكبيّه در اجرام سماويّه از قبيل مقارنات و مقابلات و امثال آنها نيز [ 160 ] امتيازى در آن بهم رسد . [ حجّت ] سوم : آنكه معقول از زمان چيزى است كه تقدّم و تأخر اشياء به آن حاصل مىشود آن تقدّمى و تأخّرى كه وجود متقدّم با وجود متأخّر ممتنع باشد . و اين معنى اگر موجود باشد بايد كه متعلّق به مادّهء جسميّه و حركت و تغيّر باشد با آنكه اين معنى در غير جسمانيّات و متغيّرات نيز يافت مىشود ، چنان كه بر بارى تعالى صادق است كه پيش از همهء موجودات در وقت عدم وجود آنها بوده است . و همچنين بعد از انعدام آنها خواهد بود و در حال وجود آنها با آنها موجود است . پس هر گاه اين نحو قبليّت و بعديّت در چيزى كه به هيچ وجه حركت و تغيّر در آن نباشد يافت شود معلوم مىگردد كه حصول تقدّم و تأخّر به اين وجه موقوف بر وجود زمان متعلّق به حركت نخواهد بود . و جوابش : آن است كه نسبت بارى به جميع موجودات نسبت واحده است . و آن معيّت غير زمانيه است ، و براى زمانيات تجدّد و تعاقب نسبت به بارى تعالى نمىباشد ، پس گويا كه همهء آنها در مرتبهء واحده از او صادر گرديدهاند . امّا مبدعات بدون زمان و كائنات در
--> ( 1 ) . صدر الدين شيرازى ، الاسفار ، ج 3 ، صص 141 - 142 .